دختـــــــــر کوچک
دل نوشته هـــــــــا...
نوشته های من..
باران
از اَبر جدا شد و رفت...
هنگامی که چکید،
به اَبر گفت بَرمی گردم!!!
اما اَبرِ غمگین
هیچوقت او را نبخشید...!
+
نوشته شده در شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ ساعت 10:31 توسط خورشید |
سلام :)
اینجا دفتر ثبت مجازیِ نوشته های من هست...
ممنونم از شما دوست عزیز که وقت می ذارین و حرف های دل من رو زمزمه می کنید.
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
بهمن ۱۳۹۷
مرداد ۱۳۹۷
تیر ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۷
اردیبهشت ۱۳۹۷
خرداد ۱۳۹۶
اردیبهشت ۱۳۹۶
فروردین ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
دی ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
پیوندها
کَلپَسه خود شیفته
دنیـــــای کوچک من
می خوام فراموش کنم این رسم زندگیست
ملودیک
بینش در هزاره سوم
BLOGFA.COM